الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
759
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1863 - در بزرگوارى « حمى » از قول ابن تميم در بديع تشبيه همراه حسن تعليل : إنّي لأشهد للحمى بفضيلة * من أجلها أصبحت من عشّاقه ما زاده أيام نرجسه فتى * إلا و أجلسه على أحداقه * * * همانا من براى حمى ( معشوق خيالى ) شهادت مىدهم به بزرگوارى و عظمتى كه از براى آن ، من عاشق او شدهام . هيچ شخصى از در خانهء او وارد نشد مگر اين كه او را بر مژههاى چشمش جاى دهد . 1864 - شراب هدايت ابياتى از امام غزالى كه در « منهاج العابدين » وارد شده : ظفر الطالبون و اتصل الوص * ل و فاز الأحباب بالأحباب و بقينا مذبذبين حيارى * بين حد الوصال و الإجتناب فاسقنا منك شربة تذهب الغمّ * و تهدي إلى طريق الصواب * * * همانا خواهندگان پيروز شدند و دوستان به همديگر رسيدند و ما همچنان در شك و ترديد بين حدّ وصل و هجران باقى مانديم . پس از خودت به ما شرابى بنوشان تا غم و غصه را ببرد و ما را به راه راست هدايت نمايد . 1865 - در احوال عاشق يقول حبيبي و قد زارني * فبتّ لطلعته أسهد إذا كنت تسهر ليل الوصال * فليل الصدود متى ترقد ( شيخ عارف عبد القادر جيلانى ) * * * معشوق را چون ديدار كنم ، تا صبحگاه به تماشاى زيبايى چهرهاش نشسته ، نخوابم . او به من مىگويد : « هرگاه شب وصل را تا صبحگاه بيدار مىمانى در شبهاى هجران چگونه خواب چشمان تو را فرامىگيرد » .